عکس و گفتگوی خواندنی با محمود پاک نیت و همسرش
سال از زندگي مشتركشان گذشت اما عشق و علاقه بين آنها نه تنها كم نشده بلكه بيشتر هم شده، آنها علل دوام زندگيشان را در، گذشت،صبر و توقع كم داشتن ميدانند، نوع زندگي، برخوردشان با يكديگر و همدليشان ميتواند الگوي بسيار خوبي براي جوانها باشد. صحبت از زندگي مشترك محمود پاكنيت و همسرش مهوش صبركن است، در يك ظهر زيباي پاييزي مهمان اين دو عزيز بوديم و با آنها در مورد چگونگي آشنايي و زندگي مشتركشان صحبت كرديم، پس با ما همراه باشيد...

آقاي پاكنيت با همسرتان چطور
آشنا شديد؟
پاكنيت: سال 56 در تئاتري به نام شاتره با خانمم آشنا شدم، شاتره گياهي است كه براي بيماران گرمازده بسيار مفيد است و دماي بدن آنها را پايين ميآورد من و همسرم آنجا با هم، همبازي بوديم من نقش پسر كارگر را بازي ميكردم و همسرم نقش شازده خانم رو ... تو همون تئاتر بود كه يك دل، نه صددل عاشق ايشان شدم و بعد از دوسال هم ايشان جواب مثبت به ما دادند و ما زندگي مشتركمان را شروع كرديم.
خانم صبركن اون موقع ملاكتون
براي ازدواج چي بود؟
صبركن: من اون موقع فقط 18 سالم بود و به تنها چيزي هم كه اصلا فكر نميكردم، ازدواج بود، به همين خاطر هيچ ملاك خاصي نداشتم، اما عشق و علاقه ما به همديگه باعث شد كه باهم ازدواج كنيم.
يعني هيچ شرط خاصي براي
ازدواج نداشتيد؟
صبركن: هر دوي ما آدمهاي كمتوقعي بوديم و اصلا اهل شرط و شروط گذاشتن براي همديگه نبوديم به همين خاطر در ازدواج ما خبري از سختگيريهاي رايج نبود...
تا به حال شده از انتخابتان
پشيمان شده باشيد؟
پاكنيت: به هيچ وجه، ازدواج با همسرم يكي از بهترين تصميمات زندگي من است و بدون شك من همه موفقيتهايم را مديون ايشان هستم، نوع نگاه ايشان به زندگي، مديريتشان در خانه و برخوردشان با من و بچهها بينظير است و مطمئنا اگر ايشان همسرم نبودند من هيچ كدام از موفقيتهاي فعليام را نداشتم.
صبركن :نگاه من و محمود به زندگي كاملا همسوست، دغدغههايمان يكي است و از همه مهمتر همديگر را به خوبي ميفهميم، او يك مرد بينظير است و هميشه از اينكه ايشان را انتخاب كردهام به خودم ميبالم.
از زندگي مشتركتان 30 سال
ميگذرد چطور عشق و علاقه را همچنان در
زندگيتان حفظ كرديد؟
پاكنيت: با دوست داشتن، گذشت، صبرو اينكه توقع چنداني از يكديگر نداريم.
صبركن: نكاتي كه محمود گفت همگي مهم است اما مهمترينش همان نداشتن توقع است، متاسفانه ريشه بسياري از اختلافات در داشتن توقعات بيش از اندازه از همديگر است، توقعات و انتظاراتي كه زوجها از همديگر دارند، نه تنها كمكي به بهتر شدن زندگيشان نميكند بلكه باعث ميشود آنها هرروز از هم دورتر شوند چراكه طرفين نميتوانند آن انتظارات را برآورده كنند و آن وقت اين مسئله به دلخوري تبديل ميشود.
به نظر شما چرا زندگي مشترك
هنرمندان دوام چنداني ندارد؟
پاكنيت: قبل از اينكه در اين مورد حرف بزنم شايد بهتر باشد كه توضيحي هم در مورد سوال شما بدهم و آن اين است كه شايد آمار طلاق آن چنان هم كه ديگران فكر ميكنند در ميان بازيگران بالا نباشد اما چون زندگي آنها به دليل شهرتشان زير ذرهبين است اين ذهنيت پيش ميآيد كه جدايي بين آنها زياد است در حالي كه اين آمار در ميان قشر عادي جامعه به مراتب بيشتر است اما در مورد سوالتان بايد بگويم يكي از بزرگترين مشكلاتي كه هنرمندان در زندگي مشتركشان با آن مواجه هستند، عدم شناخت يكديگر از حرفهشان است. اگر افراد نسبت به حرفهشان شناخت داشته باشند و با مشكلات، پستي و بلنديهاي آن آشنا باشند هيچگاه بين آنها مشكلي به وجود نميآيد.
صبركن: به غير از نكاتي كه محمود راجع به آن توضيح داد به نظرم درك متقابل و گذشت هم بسيار مهم است گاهي اوقات پيش ميآيد كه دو بازيگر با هم همكار هستند اما درك و گذشت لازم را در زندگي مشترك ندارند.
بهترين خصوصيات همسرتان به
نظر شما چيست؟
پاكنيت: درك بالايي كه او دارد و صبر و گذشت بيانتهايش.
صبركن: در كل اخلاق محمود خوب است، چه در زندگي، چه در كار و بهترين خصوصيت او همان خوشاخلاقياش ميباشد.
چقدر در خانه تقسيم كار وجود
دارد و تا چه اندازه به هم كمك ميكنيد؟
صبركن: مديريت كارهاي خانه با من است و محال است كه روزي درخانه باشم اما كارهاي خانه را مانند آشپزي و نظافت را انجام نداده باشم، هميشه سعي كردم كارهاي خانه را به گونهاي مديريت كنم كه در صورت نبودنم هم اهالي خانه چندان دچار مشكل نشوند البته محمود هميشه كمك حالم بوده است.
پاكنيت: من هروقت تو خونه باشم بخشي از مسئوليت كارهاي خونه رو برعهده ميگيرم. بعضي اوقات خونه رو تميز ميكنم و ظرف ميشويم اما خودم بيشتر به آشپزي علاقهمندم هر چند كه خانمم به اين مسئله اعتراض ميكند.
چرا؟
صبركن: خب زماني كه من تو آشپزخانه هستم دارم غذا ميپزم، محمود ميآيد و ميگويد فلان ادويه را ريختي يا فلان چيز را به غذا اضافه كن... من هم بهش ميگويم آشپزي رو بگذار واسه زماني كه من خونه نيستم يا خيلي خستهام چون حضور همزماندونفر در آشپزخانه باعث ميشود غذا يا شور بشه يا بينمك(باخنده).
چند فرزند داريد؟
صبركن: دوپسر، مسعود 27 سالش است و مهرداد 24 سال.
حتما بارها پيش آمده به خاطر
شرايط كاريتان مدت طولاني درخانه
نباشيد، فرزندانتان به اين مسئله اعتراضي
ندارند؟
پاكنيت: بچهها به اين مسئله اعتراضي ندارند چون بعد از گذشت سالها به آن عادت كردهاند.
صبركن: من بچهها را طوري تربيت كردم كه از زماني كه خيلي كوچك بودند ميتوانستند بدون مشكلي خودشان در خانه باشند، مسعود پسر بزرگترم كه تنها دو، سه سال از مهرداد بزرگتر است، وقتي بچه بود طوري برادرش را در نبود ما تر و خشك ميكرد كه انگار مادر اونه... اونها تو همون بچگي هم هنگام شب، زماني كه ما شبكاري بوديم تنها در خانه ميماندند و تكاليفشان را انجام ميدادند يا تلويزيون ميديدند حالا كه بزرگتر شدند هم پيش نيامده كه به من يا پدرشان بگويند شما چرا خانه نيستيد يا ... شايد از روي دلتنگي به من بگويند زود برگرد ولي هيچ وقت اعتراض نميكنند، چون ما خانواده بسيار وابستهاي هستيم و نميتوانيم بدون هم زندگي كنيم مثلا چند وقت پيش كه رفته بودم شهرستان براي فيلمبرداري، پسرم زنگ زد و گفت: پس كي برميگردي، گفتم: مامان من فقط سه روزه كه رفتم... اين علاقه و دلتنگي به خاطر وابستگي است وگرنه هيچ اعتراضي در كار نيست.
تربيت بچهها بيشتر برعهده
كدامتان بود؟
پاكنيت: همسرم واقعا در اين مورد سنگ تمام گذاشت.
شما از تربيت فرزندانتان راضي
هستيد؟
پاكنيت: بله ... كاملا. خانم من معمولا كارها را بدون نقص انجام ميدهد.
خانم صبركن زماني كه بچههاي تان
كوچكتر بودند كار كردن براي تان سخت نبود؟
صبركن: چرا اتفاقا خيلي هم سخت بود چرا كه نه مادر من و نه مادر همسرم در نزديكيمان نبودند كه بخواهند در نگهداري بچهها به من كمك كنند به همين خاطر زماني كه به تئاتر شهر ميرفتم بچهها را بايد به مهد ميسپردم. بردن بچهها به مهد، برگرداندنشان، رفتن به سركار، تمرينهاي تئاتر و انجام دادن كارهاي خانه واقعا برايم سخت بود اما عشق به زندگي و كار باعث شد كارهايم را مديريت كنم و هردو را همسو پيش ببرم.
خانم صبركن در زندگيتان از
فرد خاصي هم الگو گرفتيد؟
صبركن: بله خواهر بزرگترم «زهرا» چند سال زودتر از من ازدواج كرده بود و من بسياري از رفتارهايش را الگو خودم قرار دادم.
اگر خداي نكرده بينتان اختلافي
به وجود بيايد چه كسي اول كوتاه ميآيد؟
پاكنيت: هيچوقت اجازه نميدهيم كه بحث بين ما بالا بگيرد و خدا رو شكر، بين ما تا به حال اگر اختلافي هم به وجود آمده هيچ كدامشان ريشهاي و اساسي نبوده اگر هم بحثي شود هر دونفر سعي ميكنيم از موضعمان كوتاه بيايم تا قضيه جدي نشود.
صبركن: محمود راست ميگويد ما هيچوقت اجازه نميدهيم اختلافات بينمان جدي شود ولي در بحثها معمولا خانمها به خاطر گذشت بيشتري كه دارند، زودتر كوتاه ميآيند.
پسرانتان علاقهاي به اين حرفه ندارند؟
پاكنيت: هر دوي آنها بازيگري را تجربه كردهاند. پسر بزرگم وقتي بچه بود در فيلم و سريالهاي زيادي بازي كرد. در كار تئاتر هم حضور داشت اما بعدا علاقهاش به اين حرفه كم شد. پسر دومم مهرداد هم سه يا چهار سال پيش در سريالي به نام «وارث» نقش كليدي را بازي ميكرد كه من هم در آن سريال نقش پدرش را بازي ميكردم اما بعد از آن به سربازي رفت الان هم كار عكاسي انجام ميدهد.
تا به حال شده درخانه با همسرتان
تمرين بازيگري انجام دهيد؟
پاكنيت: بسيار زياد، معمولا در مورد نقشهايي كه قرار است بازي كنيم ساعتها باهم حرف ميزنيم. پيش آمده كه در بحثهايمان از هم خواسته باشيم در فلان كار حضور داشته باشيم يا خير.
صبركن: بالاخره ما زمان زيادي درخانه باهم هستيم و به همين خاطر وقتي در فيلم يا سريالي بازي ميكنيم براي اينكه به آن نقش راحتتر و بهتر برسيم باهم تمرين ميكنيم.
اگر روز تولد يا سالگرد ازدواجتان
فراموش شود و طرف مقابل برايتان هديه
نگيرد عكسالعملتان چه خواهد بود؟
پاكنيت: نه من و نه همسرم هيچكدام از اين قضيه دلخور نميشويم. بيشتر اوقات ما بيمناسبت براي هم هديه ميگيريم.
صبركن: من برخلاف خانمهاي ديگر چندان به اين مسائل پايبند نيستم اگر يادش بود كادويي يا كيكي خريد و ما دور هم جمع شديم چه بهتر... در غير اين صورت حتي به اين موضوع فكر هم نميكنم كه چرا او اين روز را فراموش كرد. متاسفانه اين روزها جوانها اصل زندگي را رها كردند و چسبيدهاند به حواشي آن... مهم نيست كه طرف مقابل برايت تولد گرفته يا نه... مهم اين است كه چقدر به شعور و شخصيت تو احترام ميگذارد. همه اين مسائل باز هم به خاطر توقع بالايي است كه جوانترها از يكديگر دارند.
بهترين لحظه زندگيتان، تا به
امروز چه لحظهاي بوده است؟
صبركن: من همه لحظات زندگيام را دوست دارم. از لحظه به لحظه آن لذت بردم، از دوران كودكيام گرفته تا آشنايي، ازدواج با همسرم، به دنيا آمدن بچههايم و ... همه اين لحظات برايم جزو بهترينها هستند.
پاكنيت: من هم مثل همسرم هميشه سعي كردم از هر لحظه از زندگي لذت ببرم و اين طور نيست كه از يك لحظه به عنوان بهترين لحظه عمرم نام ببرم. در هر حال اوقاتي كه كنار خانوادهام هستم يا در حين كار، برايم جزو بهترين لحظات است.
بهترين نقشي كه ايفا كرديد چه
بوده است؟
صبركن: من نقشهايي كه در تئاتر ايفا كردم را به مراتب بيشتر از نقشهاي تلويزيونيام دوست دارم چرا كه در تئاتر با نقش يك بازيگر زندگي ميكنم، من نقشي را كه در يك تئاتر دو نفره كه من و محمود در آن بازي كرديم را خيلي دوست دارم.
پاكنيت: من هم نقشهايي كه تا به حال بازي كردم را واقعا دوست دارم و مثل بچههايم برايم عزيز هستند اما گاهي وقتها بعضي از نقشها شيريني ويژهاي دارند و بيشتر در ياد آدم ميماند. مانند نقشي كه در «روزي روزگاري»، خانهاي در تاريكي، پس از باران و سريال حضرت يوسف(ع) داشتم.
از اينكه وقتتان را در اختيارما
قرار داديد و در اين گفتگو شركت كرديد
متشكريم.
صبركن: از مجله خوبتان متشكرم، خانواده سبز مجله بسيار خوبي است و من معمولا اين مجله را ميخوانم، براي همه زوجهاي جوان آرزوي خوشبختي دارم.
پاكنيت: از اينكه به اينجا آمديد و باهم گفتگو كرديم بسيار متشكرم، براي همه هموطنانم آرزوي سلامتي و بهروزي دارم.
نيازهاي يكديگر را بشناسيد
دكتر ويلارداف هارلي ميگويد: به ندرت مراجعهكننده مردي دارم كه بپرسد: «چرا همسرم با من صحبت نميكند؟» اما اغلب از زنان ميشنوم: «چرا شوهرم با من صحبت نميكند؟» به نظر ميرسد اغلب مردان آن طور كه همسرشان نياز دارد، با او صحبت نميكنند، از سويي ديگر، به نظر ميرسد زنان از گفتگو لذت ميبرند.
اغلب زنان ساعتها تلفني با يكديگر صحبت ميكنند، در حالي كه مردان به ندرت به يكديگر تلفن ميكنند تا تنها با هم صحبت كنند و از اوضاع و احوال يكديگر باخبر شوند. پس چرا مردان در طول دوره نامزدي به راحتي با همسرشان صحبت ميكنند؟ يك دليل مشخص آن اين است كه ميخواهند تاثير بگذارند و البته زنان نيز همين را ميخواهند. در طول اين دوره هر دو مشتاقانه سعي ميكنند تواناييشان را در خوش برخورد بودن، شوخطبعي، خوشايند بودن و... را نشان دهند. هر دو به شدت انگيزه دارند تا كشف كنند ديگري به چه چيزهايي علاقه دارد و از چه چيزهايي خوشش نميآيد. در اين دوران، مردان به گونهاي خاص درباره مسائل زنانه كنجكاوي نشان ميدهند. آنها ميخواهند احساسات نامزدشان را درباره مسائل مختلف كشف كنند، از مشكلاتش آگاه شوند و بدانند چه چيزي او را خوشحال و راضي ميكند. همچنين همزمان مرد در جستجوي كشف علايق همسرش است. او ميخواهد بياموزد كه چطور براي او جذاب باشد. وقتي مرد متوجه ميشود كه نامزدش به تلفنهاي او علاقه زيادي دارد. به طور منظم به او تلفن ميكند تا نشان دهد چقدر به فكر و عاشق اوست. اما زنان همان قدر كه از گفتگو لذت ميبرند، دوست ندارند مردان فقط از خودشان و مشكلاتشان صحبت كنند. تعدادي از مراجعان ميگويند: بيشتر مردان كسلكننده هستند! آنها تنها درباره خودشان صحبت ميكنند. اين اظهارنظرها مشخص ميكند گفتگويي كه نياز زنان را برطرف ميكند بايد در مورد اتفاقات روزمره شوهرشان، اشخاصي كه با آنها روبهرو شده است و از همه مهمتر، چگونگي احساس او باشد. پس زنان نيازمند توجه كلامي هستند. البته زنان نيز علاقهمند به نشان دادن توجه به همسرشان هستند، اما اگر گفتگو تنها درباره فعاليتهاي شخصي مرد باشد، براي آنان خستهكننده ميشود
گردآوری
:پایگاه اینترنتی بخون دات کام
http://www.bekhon.com
نقل مطالب سايت با ذکر منبع (www.bekhon.com) و نام نويسنده مجاز است.
|